محمد پوریا محمد پوریا ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 16 روز سن داره

پوریا امید زندگی مامانی و بابایی

شیرینکم بی تو میمیرم

سلام  بالاخره ما اومدیم  اونم بعد از کلی اتفاق و خبر ،اول از همه بگم قرار بود اسباب کشی کنیم که  این کار با موفقیت انجام شد محمد پوریای شیطون بلای مامان هم کلی اذیت و کلی هم خوشگذرونی کرد . قبل از اینکه امتحانامون شروع بشه تندی همه وسایلا رو جمع کردیم و ... روزهای اول بعد اسباب کشی چون خونه خیلی سرد بود حدودا یه 4روزی رو خونه مامانیشون اطراق کردیم تا اینکه بابا جون تمام پنجره هارو با کمک عمو  محمد پلاستیک کرد و با روشن شدن بخاریها خونه هم گرم شد و ما هم بعد از کلی کیف و حال اومدیم ولی خودمونیما چقدر از مستاجری بدم میاد خدا به همه ما مستاجرا یه صبر بزرگ بده تا تحمل کنیم  آخه کی ما هم خونه  دار میشیم به قول آق...
23 دی 1390

اسباب کشی

سلام به بهترین فرشته آسمونی الهی مامان قربونت بشه این روزا که امتحانامون شروع شده و سخت مشغولم کمتر باهات بازی می کنم و کمترین وقتم رو باهات میگذرونم تو هم خیلی بهانه گیر شدی و همه رو اذیت میکنی و خیلی هم لجباز شدی البته این روزا  همه وسایلو دارم جمع می کنم آخه صاحبخونه خونشو فروخته و ما باز اسباب کشی داریم .مامانو ببخش اگه این روزا کمتر بهت توجه میکنه قول میدم حتما تلافی این روزا رو در بیارم . یکی از شیطنت های پسر زرنگم :تازگی ها زدی تو کار تقلید کردن از مامان اونم چی درس خوندن ، لباس شستن اونم با چه دقتی با لباس شویی مرحله به مرحله از در بستن ماشین لباسشویی تا تاید ریختن و نرم کننده و زدن دکمه پوور ، عطر زدن و کرم زدن و یه کار جا...
8 دی 1390
1